تبلیغات
ς੭دنیای پونی هاς੭ - داستان شوالیه ی شب /قسمت چهارم

داستان شوالیه ی شب /قسمت چهارم

دوشنبه 25 مرداد 1395 03:05 ب.ظ

نویسنده : Yasiiiii★ shy
چون اپل تریکسی شای جون این داستانو دوست دارن گفتم بذارمش 

خب بریم سر داستان 

قبل از اینکه فلاترشای شروع کنه به جیغ زدن رینبو زود دهنشو گرفت 

رینبو : هیش

فلاتر: دهنمو ول کن 

رینبو : فلاترشای اینکارو نکنننن لطفااا 

فلاتر : هی تو ببینم تو چه هویجی هستی که بخوای اونارو بدزدی؟


صدا : تو الان چی گفتیییییییی 

فلاترشای: گ گ گ (مثلا داره اداشو در میاره)


صدا : ببینم تو نمیخوای تسلیم شی ؟ میکشمت گستاخخخ 

فلاترشای:خودتو زیاد عذاب نده جوش میزنی 


صدا : بگیرین که اومددددددددددددددددددد

فلاتر:د...د...د..دیسکورد!!!؟؟؟

دیسکورد:ها ؟ (این شکلکو خودم ساختما )


پرنسس شاینینگ : دیسکورد و و واقعا که 


فلاتر : شما دیسکوردو از کجا میشناسین ؟


پرنسس : فراموشش کن 


فلاتر : 


که یه دفعه پرنسس کدنس از آشپزخونه اومد بیرون 

کدنس : بفرمایین میوه 


کدنس تا دیسکوردو میبینه سینی از دستش میفته 


کدنس : 

دیسکورد : چرا هر کی منو میبینه اینجوری میکنه ؟  (ببخشید دیگه شکلکی نداشتم )



کدنس : تو اینجا چه غلطی میکنیییییییییی 


دیسکورد : کاریتون نباشه 

و بچه هارو تا میخواد برداره میبینه نیستن !!!!!!!

ادامه دارد ... 

برای ادامه 4 نظر (اپل تیریکسی شای جونم فقط تو نظر نده بذار بقیه هم بدن )








دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 مرداد 1395 03:57 ب.ظ



ابزار هدایت به بالای صفحه