تبلیغات
ς੭دنیای پونی هاς੭ - داستان من تا ابد هستم(قسمت اول)

داستان من تا ابد هستم(قسمت اول)

شنبه 30 مرداد 1395 09:51 ب.ظ

نویسنده : Queen vampire-miomy-girl smile

براتون قسمت یک داستان رو اوردم کمه و قسمت یک به دو قسمت تبدیل میشه

یه روز افتابی توی پونی ویل:
اپل:وای چه روز قشنگی!
رینبو از بالای سرش میاد جلوش میگه:هی جک بیا مسابقه بدیم
اپل:چه مسابقه ای؟؟
رینبو:مسابقه مچ اندازی!!
اپل:اههه خیلی تکراری هستش
رینبو:اره حق باتوئه
اپل:اممم ببینم تو کسی رو نمیشناسی که باحال و شوخ باشه و+پرنسس باشه
رین:اممم بزا فک کنم....اهااا فهمیدم پرنسس انرابل!!
اپل:جانم؟؟پرنسس چی چی؟؟
رین:پرنسس انرابل شوخ ترین و بهترین پرنسس دنیا
اپل:خخخ واقعا کجا زندگی میکنه؟؟
رین:توی پایتخت
اپل:پس باید با قطار بریم!!
رین:چی چی؟؟قطار؟؟نه بهتره از خواهرم بخوایم برات با جادوش بال بزاره!!
اپل:چیــ...چِیــ...چیــ...چیـــــــــــــــــــــــــــــــ؟؟؟
رین:اره بزن بریم...
در قصر پرنسس رینگادش(رینگادش پونی واقعی هستش)
رین:سلام خواهر جونم
رینگا:سلام رین اوه اپل جک توهم اومدی؟؟
اپل:سلام رینگادش
رین:هی من فقط بهش میگم رینگادش تو باید بگی پرنسس رینگادش!!
اپل:چی چی؟؟باشه!!
رینگا:خب چی شده؟؟
رین:اگه بشه برای اپل بال بزار!!
رینگا:حتما
و شروع کرد به خوندن یه ارزو با زبان فرانسوی:حالا تورا فرا میخوانم ای اپل جک و بال های تو را تحویل میدهم
در همون لحظه اپل جک بال دار میشه!!
ادامه دارد...



دیدگاه ها : ❤خوششونـــــــــــ اومد❤
آخرین ویرایش: - -



ابزار هدایت به بالای صفحه