تبلیغات
ς੭دنیای پونی هاς੭ - داستان من تا ابد هستم(قسمت سه)

داستان من تا ابد هستم(قسمت سه)

چهارشنبه 3 شهریور 1395 07:01 ب.ظ

نویسنده : Queen vampire-miomy-girl smile
ا
ببخشید دیر شدش!!
خب داستان:
رین نگاهی به بال هاش کرد و خودش رو این طوری دید:



و اپل خودش رو اینطوری دید:




اپل:وایـــ چه خوب شدم!
رین:چه دروغ بزرگی من ترسناکتر و بهتر از توهستم
اپل:فک کنم رقابتی که دنبالش بودیم پیدا کردیم!!
رین:چه فکر خوبی
پرنسس میاک:ها ها ها دیدین دیدین حالا بزرگترین رقابت بین شما اغاز میشه!
پرنسس انرابل:این کار درستی نیست!همین الان تمومش کن!من تورو میبخشم باور کن!
پرنسس میاک با پوز خند:ههه فک کردی من نیاز به بخشیدن تو ندارم من باید تورو ببخشم
پرنسس انرابل:باشه منو بخشش من زیادروی کردم خواهش میکنم منو ببخش خواهر
پرنسس میاک:بخشیده...نمی شی!فقط تنها راه مردن یکی از اون هاست!!
اپل:چه فکر خوبی کشتن رینبو انگیری(رینبو انگیری به معنی رنگین کمان اعصبانی هستش)
رین:وو خیلی جالب میشه که تو رو هم نابود کنیم اپل تراگدی(اپل تراگدی به معنی سیب فاجعه اور)
اپل جک و ریبو دش جنگ رو بین خودشون اغاز کردن و در این جنگ یکی از چشم های اپل جک اسیب دید و با چشمش همه جا رو تار میدید و به همین دلیل 4 مسابقه از 10 مسابقه رو رینبودش برد و در این مسابقات پای چپ رینبو هم اسیب دید...
ادامه دارد...
انچه در ادامه خواهید دید:
جنگ طولانی بین خواهر ها و رینبو دش و اپل جک
وارد شدن چند شخصیت از بین دوستان رینبودش و اپل جک
برای ادامه 12 نظر به همین پست



دیدگاه ها : برای ادامه نظر دادن
آخرین ویرایش: چهارشنبه 3 شهریور 1395 07:02 ب.ظ



ابزار هدایت به بالای صفحه